تبلیغات
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ - شعرهای کوتاه و زیبا سری 13
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀
☀ ☁ ❀ بـه لـطـافـت یــاس ❀ ☁ ☀
✿ ❀ ❁عَزیزٌ عَلیَّ اَن اَری الَخَلقَ و لا تُریَ❁ ❀ ✿

دنیا را با بستن یک چشم با دست ،
نادیده می گیرم
تو را هرگز
تو از دنیا جدایی !

 


پروانه بالش را داد
خورشید نورش را
...
من جانم را می دهم !
مرا استجابت کن !!!

 


گر کبریت فروش شوم ،
کتاب هم خواهم فروخت
به پای قصه ها سوختن ،
چه گرما که نمی دهد !!!

 


نوک مدادم شکست
توبه کرد دیگر در دستانم ،
حرفهای عاشقانه اش را ،
به کاغذ نزند ...

 


تا روز بود ،
غروب را آرزو می کردی
به تاریکی که رسیدی ...
...
خورشید پرست شده ای ؟

 


برویم
من به پشت سر نگاه نمیکنم
.
در جاده دخترکی نشسته است

و زخم زمین خوردن هایش را نگاه می کند...
بلند می شوم و ادامه می دهم

زخم های ملتهبم را بهانه نمی کنم.
می روم اما این بار تنها...

 


وقتی که رفت اخم كردم
برمی گشت و یك سبد انار با او بود ؛
خندیدم

و بچه گانه دستم را دراز كردم
و او از انارهایش یك دانه هم به من نداد
دلم می خواست بخندم ولی گریستم
و ناگهان همه گفتند تو دیگر مرد شدی!
باشد از فردا مرد می شوم

امروز یك انار به من بدهید

 


زندگی را به بهانه خواب

خواب را به بهانه درد

درد را به بهانه تو

فراموش کردم

حال خود قضاوت کن که

از من چه ماند


جز تویی که وقت و بی وقت من را

انکار می کنی

 


 گفته بودی چرا غرق تماشای منی.................آنقدر مست که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود..................ناز چشــم تو به قــدر مژه بر هــم زدنی


آسمان بارانیست

همگی می گذرند
چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان
اما .....
من تنها و رها

زیر این سقف سیاه
گام بر می دارم بی چتر

و به تو می اندیشم !!!!!


"
باران"

بهانه ای بود...

که زیر چتر من،

تا انتها راه بیای.

کاش...

نه کوچه انتهایی داشت

و نه باران بند می آمد...


در دفترخاطراتم نوشتم عشق زیباست،معلم دفتر را دید گفت: این رویاست،گفتم:

معلم تو از عشق چه دانى،گفت:آدم عاشق همیشه تنهاست.


  

شادی تو بیرحم است و بزرگوار
نفست در دستهای من ، ترانه ی سبزی ست
من برمیخیزم
چراغی در دست
چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل میزنم
آینه ای برابر آینه ات میگذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم ......

*شاملو*


چه زود خسته می شود شهر .... وقتی زیر پاهام ... از نفس می افتد ...

و من هنوز می روم ... !


تو رفتی رد پایت در دلم ماند
شکوه خنده هایت در دلم ماند
دلم را با سحر خوش کرده بودم
غروب ماجرایت در دلم ماند
شریک دردهایت بودم اما
در آغوش تو خفتن در دلم ماند

 


فریاد نمی زنم
نزدیک تر می آیم
تا صدایم را بشنوی


پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه سود؟ .. گفت: این سگ گاگاهی كوی لیلی رفته بود!!

 


میل باز کردن پنجره حتی لحظه ای در سر انگشتانم نمی لغزد.

نگاهم حتی به اندازه یک پلک زدن خیره نمی ماند
.

لبهایم حتی به اندازه یک بوسه بر هم نمینشینند
.

دلم،


دلم به اندازه یک دلتنگی خالی ست......

"
تو"، هستی

ولی دیگر من نیستم...


زنـدگی گفت که آخر چه بود حاصـل مــن

عـشق فــرمــود تـا چـه بـگـویـد دل مــن
عقل نالید کجا حل شود این مشکل مـن
مـرگ خـنــدیــد در ایـن خانه ویــرانه من

 


می سوزم از این دورویی و نیرنگ

یک رنگی کودکانه می خواهم


ای مرگ از آن لبان خاموشت

یک بوسه جاودانه می خواهم

 


دگر گوشی به آغوش درم نیست
صدای آشنای باورم نیست

بغیر از لاشه ی پوشیده دل
درین خانه کسی هم بسترم نیست



شبی غروب می كنم كنار چشم های تو
و بی گناه می روم به دار چشم های تو
من از تمام عاشقی بدین بسنده می كنم
كه یك دقیقه سر كنم كنار چشم های تو

 


خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن


ای که دست من به دامنت نمی رسد

اشک من به دامن تو میچکد
با نسیم دلکش سحر
چشم خسته تو بسته میشود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه شبانه ام
بر گلو شکسته میشود
شب به خیر


باز از جنون عشق به کوی تو آمدم

بیگانگی مکن که به بوی تو آمدم
در بر رخم مبند که همچون نگاه شوق
با کاروان اشک به سوی تو آمدم
از شهر بند عقل به سر منزل جنون
این سان به شوق دیدن روی تو آمدم
از رفته عذرخواه و ز اینده بیمناک
آشفته تر ز حلقه ی موی تو آمدم
مانند اشک دور ز دیدار مردمان
با سر دویده تا سر کوی تو آمدم


شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم

همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم


 
آدمى اگرفقط بخواهد خوشبخت باشد به زودى موفق میگردد،ولى او میخواهد خوشبختتر از دیگران باشد که این مشکل است،زیرا او دیگران را خوشبختتر از آنچه هستند تصور میکند.



درباره وبلاگ


» ضمن عرض سلام و خیر مقدم به دوستان گرامی و عزیز خوش آمدید.
امیدوارم از وبلاگ بنده نهایت استفاده و لذت را ببرید و از اون بیشتر بازدید و نظر بدید.
نظرات شما دوستان عزیز برای بنده واقعا با ارزش است.
☃*:..با تشکر‎..:*☃

مدیر وبلاگ : ❀حـامـد عـقـیـلـی❀
صفحات جانبی
نظرسنجی
با عرض ادب و احترام سلام علیکم...خدا قوت به تمام کاربران گرامی و عزیز✍ رضایت شما کاربران گرامی از برنامه ها ، شعرها و دیگر مطالب وبسایت در چه حدی است؟✍






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
filesell
کلیه حقوق این وبلاگ برای ❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ محفوظ است