تبلیغات
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ - مطالب دی 1393
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀
☀ ☁ ❀ بـه لـطـافـت یــاس ❀ ☁ ☀
✿ ❀ ❁عَزیزٌ عَلیَّ اَن اَری الَخَلقَ و لا تُریَ❁ ❀ ✿

 ماجرای برخورد حاج آقا پناهیان و پسربچه گل فروش! 

 بدون عکس

دانلود فایل صوتی









سخنانی که فهمش برای بعضی‌ها مشکل است!

همانطور که فهم سیره‌اهل بیت علیهم‌السلام در برخورد با دیگر مسلمانان مشکل بود. سخنانی که امروز توجه‌نکردن به آن خسارت‌های بزرگی به جهان اسلام زده. سخنانی که باید هر مسجدی یک بار آن را خوانده باشد...

محتوای این بروشور توسط مجله الکترونیکی اخوت آماده شده و در اندازه آ4 و به صورت رنگی و سیاه و سفید آماده دریافت است:

دریافت فایل‌ پی دی اف رنگی

دریافت فایل رنگی
حجم: 2.72 مگابایت

دریافت فایل‌ پی دی اف سیاه و سفید

دریافت فایل سیاه و سفید
حجم: 2.51 مگابایت


تصویر بروشور:

 

 

 

 









مادر شهیدی که تا آخر عمر ماهی نخورد

 

پرسید : ناهار چی داریم مادر؟
 
مادر گفت : باقالی پلو با ماهی...
 
با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم اما...
 
یک روزی این ماهی ها ما را می خورند...
 
چند وقت بعد ...
 
عملیات والفجر 8 ...
 
درون اروندرود گُم شد ...
 
و مادر...
 
تا آخر عمرش ماهی نخورد .....









یزدان خسروی صبح روز گذشته در جمع خبرنگاران اظهار داشت: به مناسبت هفته وحدت و ولادت با سعادت حضرت محمد مصطفی(ص) تغییر نام افراد بالای 15 سال که تاکنون تغییر نام نداشته‌اند، به نام «محمد» در ادارات ثبت احوال استان بدون هیچ محدودیتی و در اسرع وقت انجام می‌ شود.

بدون عکس

 

وی تصریح کرد: از 14 دی ماه همزمان با آغاز هفته وحدت تا 19 دی ماه مصادف با 17 ربیع‌الاول سالروز ولادت رسول اکرم(ص) متقاضیان تغییر نام به نام محمد که بالای 15 سال سن دارند و تاکنون نیز تغییر نام نداده‌اند، می‌توانند، بدون هیچ محدودیتی در اسرع وقت نسبت به تغییر نام خود به نام محمد اقدام کنند.

خسروی اظهار داشت: متقاضیان فقط یک بار در طول زندگی می‌توانند نام خود را تغییر دهند و باید نهایت دقت را در تغییر نام خود داشته باشند که دیگر برگشت به نام قبلی‌شان امکان‌پذیر نخواهد بود.

وی با بیان اینکه از ابتدای شروع به کار ثبت احوال استان مرکزی (شهریور 1304) تاکنون 71 هزار و 465 مورد نام محمد در استان  به ثبت رسیده است،  اضافه کرد: نام محمد در این استان در بین اسامی پسران رتبه اول را به خود اختصاص داده است.

مدیرکل ثبت احوال استان مرکزی تصریح کرد: عوامل مختلفی در انتخاب نام افراد موثر است که سطح سواد والدین، رسانه‌ها و ارتباطات خارجی از جمله عوامل موثر در انتخاب نام هستند.

خسروی ادامه داد: با توجه به تاثیر‌گذاری نام در شخصیت افراد اداره کل ثبت احوال استان مهندسی نام را امری مهم تلقی کرده و تاکنون همایش‌های مختلفی در زمینه مهندسی نام در استان برگزار کرده است.


فارس









روزی رسول خدا (ص) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(ص) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

amstory.mihanblog.com


دل سوختن عزرائیل

روزی رسول خدا (ص) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(ص) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

 

1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.


در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت،

تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم.

 









بدون عکس

 

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم :

هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌ زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست.

اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند.

از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .

پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار
( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) . 
و السلام؛ 


محمد ابراهیم همت  









به نام خدا


زُل زدم توی چشاش

گفتم: آقا معلم! برا همسرتون درسی ، پیشنهادی ، بحثی نداری؟

گفت: حالا دیگه خونه هم شده مدرسه؟

گفتم : استاد استاده ، چه توی خانه و چه توی مدرسه!

گفت: هر وقت خواستی توی زندگیت نذر کنی ، نذر کن ده شب نماز شب بخونی.

یکی دیگه هم اینکه سحرخیز باش 

بچه ها رو هم از همین الان عادت بده به سحرخیزی و نماز شب.

 

شهید مجتبی کلاهدوزان 

دفاع پرس










حتما تو پیامها این سخن کورش رو شنیدید
 از کورش کبیر پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا نمودی؟
 فرمود ۴ اصل: ۱- دانستم کار مرا کسی انجام نمیدهد پس تلاش کردم.
۲- دانستم خدا مرا میبیند پس حیا کردم
۳- دانستم رزق مرا به دیگری نمیدهند پس آرام شدم
۴- دانستم پایان کارم مرگ است پس آماده شدم.....

 حالا ببینید اصل حدیث و منبع:

 قِیلَ لِلصَّادِقِ (ع) عَلَى مَا ذَا بَنَیْتَ أَمْرَكَ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْیَاءَ 
عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِی لَا یَعْمَلُهُ غَیْرِی فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ 
عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَیَّ فَاسْتَحْیَیْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ
 رِزْقِی لَا یَأْكُلُهُ غَیْرِی فَاطْمَأْنَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ 
أَمْرِی الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْتُ.

 به حضرت صادق (ع) عرض كردند كار خود را بر
 چه چیز بنا كرده اى؟ فرمود بر چهار چیز:
 1- فهمیدم كه عمل مرا دیگرى انجام نمی دهد، پس به كوشش پرداختم.
 2- دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشیدم.
3- فهمیدم روزى مرا دیگرى نخواهد خورد آرامش یافتم.
 4- و دانستم بالاخره بسوى مرگ می روم به همین جهت آماده آن شدم.(1)

 البته این اولین و آخرین باری نیست كه طرفداران افراطی زرتشت و كورش
 این كار را می كنند. 
بارها شاهد این بوده ایم كه روایات ائمه ما و جملات نهج البلاغه 
را به نام آنها ترویج می كنند.

 امام باقر(ع) فرمود: شرق عالم و غرب عالم بروید قسم به 
یكتایی خداوند هیچ علم صحیحی نیست.
 مگر این كه از ما اهل بیت صادر شده است.(2)


 منبع:

۱. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار
الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)،
111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ دوم، 1403 ق.
۲. وسائل الشیعة، ج 21، ص477، باب استحباب تعلیم الأولاد.








محمود صداقت از آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس.

 او درباره چگونگی عزاداری در اسارتگاه «موصل4» و منطقی که مرحوم حجت‌الاسلام‌ والمسلمین ابوترابی برای عزاداری اسرا در نظر گرفته بود و اعدام فرمانده اردوگاه «موصل4» می‌گوید: هنگامی که جنگ آغاز شد من مدیر یک مدرسه بودم. شرایط به گونه‌ای رقم خورد که به عنوان بسیجی از سوی «تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص)» به جبهه بروم. جالب است هنگامی که در منطقه حاضر شدم با بسیاری از شاگردان خودم همرزم بودم تا اینکه در مرحله سوم عملیات «رمضان» اسیر شدم.

 

بیشترین مدت اسارتم در اردوگاه «موصل 4»سپری شد. یکی از ویژگی‌های این اردوگاه؛ این بود که اسرای آن همه با هم یک‌رنگ و یک‌دل بودند برای همین عزاداری و برگزاری مراسم‌های مذهبی آسان بود. گاهی 200 نفر یا 400 نفر دور هم جمع می‌شدیم و برای امام حسین (ع) مجلس عزا و سینه‌زنی برپا می‌کردیم. اگرچه اوایل دوران اسارت بسیار ما را زیر نظر داشتند اما در سال‌های بعد این سختگیری‌ها از سوی عراقی‌ها کمتر شد به گونه‌ای که در سال‌های آخر اسارت برایمان از بلندگو‌های اردوگاه مقتل امام حسین(ع) را به زبان عربی پخش می‌کردند. اما در هر حال عزاداری از سوی افسران عراقی و فرماندهانشان ممنوع بود. برای همین ما نیز برای آنکه بچه‌ها در امان باشند چند نفر را به عنوان مراقب انتخاب می‌کردیم تا حضور سربازان و نگهبانان عراقی را به ما بگویند. البته گاهی عراقی‌ها متوجه این کار می‌شدند اما هنگامی که به داخل آسایشگاه و اردوگاه می‌آمدند دیگر فضای سینه‌زنی و عزاداری برپا نبود و هر یک از بچه‌ها خودشان را به کاری سرگرم می‌کردند.

 

یکی از درس‌هایی که از حاج‌آقا ابوترابی‌فرد در دوران اسارت آموختیم منطق حفظ جان بود چرا که ایشان معتقد بودند حفظ جان در دوران اسارت از «اَهَم» واجبات است. به همین خاطر معمولا ما نیز در برگزاری مراسم‌های عزاداری اعتدال را رعایت می‌کردیم و رفتارهایی که موجب می‌شد عراقی‌ها تحریک شوند و ما را تنبیه کنند، انجام نمی‌دادیم. یکی از ثمره‌های این منطق آن بود که تعدادی از افسران و سربازان عراقی را تحت تأثیر فرهنگ عاشورا قرار داده بودیم. یادم می‌آید در همین اردوگاه موصل4 یک سرگرد عراقی فرماندهی آن را بر عهده داشت. او گاهی از سربازانش می‌خواست که محوطه را ترک کنند تا ما با خیال راحت به عزاداری بپردازیم.

 

سال 67 بود که زمزمه‌های پذیرش «قطعنامه 598» به گوش می‌رسید. صدام در یک حرکت تبلیغاتی این اجازه را داد که اسرا به زیارت بقاع متبرکه عراق بروند. همین سرگرد نیز با ما همراه بود و ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشت اما از آنجایی که همراه اسرا تعدادی از نیروهای بعثی نیز به داخل می‌آمدند او نمی‌توانست ضریح امام حسین (ع) را زیارت کند. به همین خاطر وقتی که اسرا از ضریح به عقب بازمی‌گشتند به گونه‌ای که افسران بعثی‌ متوجه نشوند، خودش را به پیراهن اسرا می‌مالید و گاهی دستش را به صورت اسرا می‌کشید تا اشک آن‌ها را لمس کند. مدت‌ها بعد سربازهایش به ما خبر دادند که سرگرد به خاطر اعتقاد داشتن و ارادت به امام حسین (ع)، توسط بعثی‌ها اعدام شده است.

 

منبع: ایسنا











( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


» ضمن عرض سلام و خیر مقدم به دوستان گرامی و عزیز خوش آمدید.
امیدوارم از وبلاگ بنده نهایت استفاده و لذت را ببرید و از اون بیشتر بازدید و نظر بدید.
نظرات شما دوستان عزیز برای بنده واقعا با ارزش است.
☃*:..با تشکر‎..:*☃

مدیر وبلاگ : ❀حـامـد عـقـیـلـی❀
صفحات جانبی
نظرسنجی
با عرض ادب و احترام سلام علیکم...خدا قوت به تمام کاربران گرامی و عزیز✍ رضایت شما کاربران گرامی از برنامه ها ، شعرها و دیگر مطالب وبسایت در چه حدی است؟✍






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
filesell
کلیه حقوق این وبلاگ برای ❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ محفوظ است