تبلیغات
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ - مطالب مهر 1393
❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀
☀ ☁ ❀ بـه لـطـافـت یــاس ❀ ☁ ☀
✿ ❀ ❁عَزیزٌ عَلیَّ اَن اَری الَخَلقَ و لا تُریَ❁ ❀ ✿

سلام ، مداحی کوتاه و زیبا به زبان فارسی از سید محمد باقر علوی - کربلا دردمو میدونی









سلام این نوای زیبا با عنوان عمو ماه دو چشمان من (حضرت اباالفضل العباس علیه السلام)
 و با صدای دلنشین محمد حسن خاکدامن تهیه و اجرا شده در شبکه هدهد فارسی









اللهم صلِ علی محمد و اهل بیته وعجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین










سلام ، سخنرانی سوزناک همراه با مداحی حاج محمود کریمی - السلام علیکِ یا صدیقة الکبری یا فاطمة الزهراء مادر جان اجازه میدید این روسیاه امسال تو روضه پسر بی کفنتان حضور داشته باشه. . .

لـــبـــیــــک یـــا حـــســـیـــن










سلام ، حتما این کلیپ زیبا را مشاهده کنید. 
الحمدلله لک الحمد کثیرا بلا عدد . . .فتبارک الله احسن الخالقین









این روز ها با نزدیک شدن به محرم، زنان شاغل در کارخانه پرشین نوین پرچم، عاشقانه و سخت مشغول چاپ پرچم های محرم هستند.
 اینجا کارخانه حسین(ع) است.









سلام ، در اینجا از ابن بابویه سؤال میشود که چه روضه ای بیشتر
 برای شما سوزناک بوده میفرمایند:
 روضه ی اسیری بی بی زینب سلام الله علیها . . .

 التماس دعا









مروری اجمالی بر اصل داستان و اثبات اولین تناقض آشکار در متن داستان :
داستان شکستن سر حضرت زینب کبری سلام الله علیها را فقط علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کردند و سایر مقاتل متاخر از قبیل معالی السبطین ، نفس المهموم و ... همه سند روایت را به کتاب بحار ارجاع میدهند ...

در این کتاب مرحوم علامه مجلسی نقل میکنند که در برخی کتابهای معتبر از مسلم جصاص روایت شده است.
قبل از بیان مختصر مطلوب از واقعه این روایت را مسلم جصاص ( گچ کار ) به عنوان شاهد ماجرا نقل میکند با فرض صحت روایت ( در حالیکه مرحوم علامه نام کتابهای معتبر را نقل نمیکنند ) او که به عنوان گچ کار دارالامارة توسط ابن زیاد مشغول به کار بود در میان داستان اینطور نقل میکند :

اسرای کاروان کربلا به منطقه کناسه رسیدند و عده ای از مردم جمع شده بودند و منتظر اسیران بودند.

در حدود چهل شتر بودند که زنان و کودکان اسیر را بر آن نشانده بودند ... شتران برهنه ای که بر روی آنان زنان و بچه های فاطمه سلام الله علیها و از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و در میان آنان علی ابن الحسین علیه السلام را دیدم که بر شتر برهنه ای سوار کرده بودند ...

در قسمت اول روایت مسلم جصاص تصریح میکند که اسرا بر روی شتران برهنه ( بی جهاز و محمل و ... ) سوار بودند ولی در بخش پایانی این روایت او نقل میکند : دیدم وقتی زینب کبری چشمش به سر برادر افتاد به شدت پیشانی خود را به چوب محمل زد که خون از پیشانیش جاری شد و با چشم گریان اشعاری را قرائت می‌کند

در قسمت دوم روایت مسلم جصاص از محملی سخن میگوید که بنابر تصریح خودش در بخش اول وجود نداشته است ... شتران همه برهنه بوده اند و حتی جهاز و لجام و ... هم نداشتند چه رسد به محمل ( اتاقک کوچکی که بر روی شتر سوار میکنند تا مخدرات و نسوان از دید مردم پنهان شوند ) ...

مضافا بر اینکه همه مقاتل بدون استثنا تصریح میکنند بر اینکه بنابر نقشه دشمن جهت اذیت و آزار اسیران ، شتران برهنه شدند و محمل و جهاز آنان برداشته شده تا طی طریق در منازل به سختی انجام شود ...

این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام «نورالعین فی مشهد الحسین» می‌باشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به «ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی» نسبت داده می‌شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بوده است. بسیاری از علما تصریح کرده‌اند که این کتاب بی‌اعتبار می‌باشد. چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان می‌کند که : نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است (منتهی الآمال ، ج 1 ، ص 75 ). وی سپس با استناد به کتابهای معتبر می‌نویسد که اصلاً محمل و هُوْدَجی در کار نبود تا آن حضرت سرش را به آن بکوبد .

همچنین عالم بزرگوار «آیت‌الله ‌حاج میرزا محمد ارباب» نیز در خصوص بی‌اعتبار بودن کتاب «نورالعین» و بی اساس بودن گفته های «مسلم جصاص» تاکید دارد (الاربعین الحسینیه، میرزا محمد ارباب ، چاپ اسوه ، ص 232) .

به دلایل زیر این خبر اساس و پایه‌ای ندارد :
الف )- تنها در کتاب نورالعین نوشته شده که طبق آنچه گفته شد بی اعتبار است . و در سایر کتابهای معتبر دینی این مطلب گزارش نشده است .

ب ) - سند ندارد و به عبارت دیگر راویان آن در جایی ذکر نشده است .

ج ) - در اشعاری که به حضرت زینب نسبت داده اند مصرعی آمده که در آن حضرت خطاب به امام حسین ( ع ) می‌فرمایند: اگر با من حرف نمی زنی لااقل با دختر صغیر خود فاطمه سخن بگو . در حالی که بنا به تصریح همه مورخان اسلامی ، فاطمه بنت الحسین که فاطمه کبری هم خوانده می‌شود در آن زمان (حادثه عاشورا) زن بزرگ و شوهر داری بود که همسرشان حسن بن حسن( ع ) معروف به حسن مثنی بوده و در روز عاشورا پس از آنکه زخمهای فراوانی برداشته بودند از مرگ نجات یافت . و از دختر دیگری بنام فاطمه که صغیر بوده ، در کاروان اسرا نام برده نشده است و آنکه در میان روضه خوانان بنام فاطمه صغری معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بیماری در مدینه مانده بود و در حماسه عاشورا شرکت نداشت .

د ) - در بیت دیگری از همان اشعار منتسب به حضرت زینب ، حضرت امام حسین به سنگدلی و قساوت قلب متهم شده که حتی با تمسک به صنایع ادبی ، مانند تجاهل عارف هم قابل توجیه نیست .

ه ) - با توجه به شخصیت معرفی شده حضرت زینب در متون اسلامی که ایشان را آدمی خویشتن‌دار و رضا و تسلیم معرفی کرده اند ، آنچه در این کتاب گفته شده با آنچه در سایر متون معتبر اسلامی آمده متضاد است وچهره دیگری از حضرت زینب معرفی شده است .

علاوه بر آنچه گفته شد ، اگر بر فرض محال چنین گفته ای صحت داشته باشد که ندارد ، عمل قمه زنان با فعل حضرت زینب تفاوت آشکار دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به این کتاب‌ها مراجعه فرمایید:

1- محدث نوری، لؤلؤ و مرجان.
2- تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ، محمد صحتی سردرودی ، ص209.









حضرت سلیمان على نبینا و آله و علیه السلام  به خداوند متعال عرض کرد:
 خدایا تو مرا بر جن و انس و وحوش و طیور وملائکه و دیوها مسلّط کردى، 
ولى یک خواهشى از تو دارم و آن اینکه اجازه دهى بر شیطان هم مسلّط شوم
 و او را زندانى و حبس کنم و به غل و زنجیرش بکشم 
که این قدر مردم را به گناه و معصیت نیندازد.



خطاب رسید: اى سلیمان مصلحت نیست 
!عرض کرد: خدایا وجود این معلون براى چه خوبست ؟
،ندا آمد: اگر شیطان نباشد کارهاى مردم معوق و معطل مى ماند
...عقب مى افتد، کار مردم پیش نمى رود
عرض کرد: خدایا من میل دارم این ملعون را چند روزى حبس ‍ کنم
.خطاب رسید: حالا که اصرار دارى ؛ بسم اللّه ، او را بگیر
حضرت سلیمان على نبینا و آله و علیه السلام  فرستاد او را آوردند، غل و زنجیر کردند و به زندان انداختند
حضرت کارش زنبیل بافى بود، زنبیل درست مى کرد و مى برد بازار مى فروخت و از این راه نان خود را در مى آورد
یک روز زنبیل درست کرد و به نوکرها داد که ببرند بازار بفروشند و قدرى آرد جو با پولش بخرند تا نان بپزد و تناول کند. (در حالى که در خبر است که هر روز چهار هزار شتر و پنج هزار گاو و 
شش هزار گوسفند در آشپزخانه حضرتش طبخ مى شد 
(.با وجود این خودش ‍ زنبیل بافى مى کرد و نان مى خورد
حضرت سلیمان على نبینا و آله و علیه السلام  فرستاد زنبیل را بردند 
بازار بفروشند، خدمتگذاران دیدند، بازارها بسته ، خبر آوردند: آقا بازارها
!بسته است ، حضرت فرمود: مگر چه شده ؟! براى چه بسته است ؟ 
.گفتند: نمى دانیم ، زنبیل ها ماند، و حضرت آن روز را با آب افطار کرد
.روز بعد غلامان را فرستاد زنبیل ها را به بازار ببرند و بفروشند
باز خبر آوردند که بازارها بسته و مردم به قبرستانها رفته و مشغول گریه
 .و زارى هستند و تهیه سفر آخرت را مى بینند
!خدایا چه شده مردم چرا دل به کاسبى نمى دهند؟
خطاب رسید: اى سلیمان تو دلال بازار را گرفتى و
 زندان کردى ، نگفتم : مصلحت نیست شیطان را زندانى کنى ؟
حضرت سلیمان  دستور داد، شیطان را آزاد کردند، صبح که شد،
 .دید مردم صبح زود به در مغازه هایشان رفته اند و مشغول کسب و کار شده اند
پس اگر شیطان نباشد امورات دنیا نظم نمى گیرد، قدرت پروردگار
 :را مشاهده مى کنى ، از همین دشمن هم جهت نظم امور استفاده کرده چناچه شاعرى مى گوید

اگر نیک و بدى دیدى مزن دم
که هم ابلیس مى باید هم آدم


داستانهاى سوره حمد از میرخلف زاده



















عده ای  از بانوان اصفهان خدمت آیت الله صافی گلپایگانی آمده بودند. 

با ایشان دیداری داشتند.

جلسه که تمام شد، یکی از خانم‌ها گفت: 

حضرت آقا اجازه می‌دهید ما عبای شما را ببوسیم؟

ایشان فرمودند: برای چه؟

گفتند: شما پیرمردی هستید که عمری در خدمت اسلام بوده‌اید. 

عبای شما مقدس است.

ایشان فرمودند: از عبای من مقدس‌ تر چادر خودتان است. 

چادر خودتان را ببوسید.











غزل و شعر زیبای "سید حمیدرضا برقعی" شاعر جوان معاصر
 و ساکن قم، که حال و هوای محرم دارد در ادامه قرار داده شده است.
  

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی

بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد

که بنده‌ ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق

که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن

به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌ روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که یحب الجمال محوش بود

جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، أجنّنی گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم أم وهب را، به پاره تن گفت

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت آخرِ سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید

به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد

میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟

به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر


السلام علیک یا قتیل العبرات










به نام خدا

می برم نام تو را تا ببری نام مرا

پر کن از جام لب خویش همه جام مرا

خاک هم گاه گداری بدهد طعم عسل

بوسه از خاک رهت کرده عوض کام مرا

هر نفس بی تو شده مردن تدریجی من

رنگ و بویی بده این گردش ایام مرا

اگر این سر به سر راه تو افتد زیباست

به شهادت بنما ختم سرانجام مرا

نذر کردم که دگر سمت گناهی نروم

شرطش این است حمایت کنی اقدام مرا

به خدا کرببلایی شدنم دست شماست

جان عباس فراموش مکن نام مرا

روضه خوان گفت حسین بوی حرم شد احساس

وعدۀ ما سحری پای ضریح عباس


آقای قاسم نعمتی










( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


» ضمن عرض سلام و خیر مقدم به دوستان گرامی و عزیز خوش آمدید.
امیدوارم از وبلاگ بنده نهایت استفاده و لذت را ببرید و از اون بیشتر بازدید و نظر بدید.
نظرات شما دوستان عزیز برای بنده واقعا با ارزش است.
☃*:..با تشکر‎..:*☃

مدیر وبلاگ : ❀حـامـد عـقـیـلـی❀
صفحات جانبی
نظرسنجی
با عرض ادب و احترام سلام علیکم...خدا قوت به تمام کاربران گرامی و عزیز✍ رضایت شما کاربران گرامی از برنامه ها ، شعرها و دیگر مطالب وبسایت در چه حدی است؟✍






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
filesell
کلیه حقوق این وبلاگ برای ❀⁂✍...نور آل محمد(عج)...⁂❀ محفوظ است